لبخندی که درد می کند

تمام تنم می لرزد ...

از زخم هایی که خورده ام ...

من از دست رفته ام ...

شکسته ام ...

می فهمی ؟

به انتهای بودنم رسیده ام ...

اما ؛

اشک نمی ریزم ...

پنهان شده ام ؛

پشت لبخندی که درد می کند ...

/ 0 نظر / 6 بازدید